سيد جلال الدين آشتيانى
895
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
شهود ، رفع مىشود و تناقضى كه در بادى نظر در كلمات اهل تصوف است ، مرتفع مىگردد . حضرت مولى الكونين و امام الثقلين على « عليه السلام » ، خاتم ولايت مطلقهء محمديه است . به اين اعتبار كه دائرهء ولايت او وسيعتر از ساير اولياء محمدى است . و به اعتبارى خاتم ولايت مقيدهء آن حضرت است ؛ چون بوجود جزئى مقيد به بدن خاص ، و ظهور بوجود مخصوص عالم ماده ، حافظ مراتب ولايت جزئيه و مقيدهء حضرت ختمى است . عيسى بن مريم ، خاتم ولايت عامهء اولياء قبل از حضرت ختمى است ، باعتبار ولايت عامه . و حضرت مهدى موعود در آخر زمان ، خاتم ولايت مطلقه است باعتبار احاطه و سريان در اولياء بعد از خود . خاتم ولايت مقيدهء آن حضرت است باعتبار ظهور در وجود جزئى و شخصى موجود در عالم ماده و زمان مخصوص بظهور او در عالم امكان ، و زمان و ماده و مدت باعتبار اطلاق ولايت مطلقه بر عامه . شيخ اعظم در فصوص ، عيسى « ع » را خاتم ولايت مطلقه دانسته است و باعتبار ظهور حضرت مهدى بوجود جزئى و طلوع روح خاص و مقيد او در بدن مخصوص ، آن حضرت را خاتم ولايت محمديه دانستهاند ؛ اگر چه آن حضرت باعتبار ولايت مطلقه به معناى مذكور متجلى در مشكاة وجود حضرت عيسى عليه السلام است . وجود انبياء او را چو عضوند * كه او كلّ است و ايشان همچون جزوند شيخ اكبر ، محيى الدين در فتوحات مكيه « 1 » فرموده است : الختم ختمان ، ختم به الولاية مطلقا ، « 2 » و ختم يختم به الولاية المحمدية ، « 3 » فاما
--> ( 1 ) . شيخ در فتوحات در بابت ثالث عشر و كتاب فصوص در جواب : « محمد بن على ترمذى » . ( 2 ) . فتوحات مكيه فصل ثالث عشر ، « جواب امام كامل ، محمد بن على ترمذى » . ( 3 ) . ما در شرح خود بر رساله « الولايه » تأليف استاد اعظم و علامهء مفخم ، آقا ميرزا احمد آشتيانى « روحى فداه » اين مسئله را مفصل شرح دادهايم . عارف محقق و حكيم كامل ، استاد مشايخنا العظام ، خاتم العرفاء الشامخين ، آقا ميرزا محمد رضاى